1678 - خ م ش
خمَّشَ يخمِّش، تخميشًا، فهو مخمِّش، والمفعول مخمَّش
• خمَّش وجهَه: خدشه، خمَشَه، جرح ظاهر بشرته "ساقه مخمَّشة".